طاها با اینکه از نعمت پدر محروم بوده ،لیکن مادرش با همه گرفتاریها و با حمایت نهاد حمایتی! او و سایر اعضای خانواده اش را به مرحله ای میرساند که دیگر میتوانند خوب و بدشان را تشخیص دهند! اما مادر خسته و بیمار بیخبر از همه جا.
طاها متوجه نیست و نمی خواهد بفهمد و زمانی می فهمد که کار از کار گذشته است و چاره ای جزء معرفی خود به نهاد امنیتی ندارد. او حالا فهمیده است که مثل دستمال کاغذی از او استفاده شده و حالا دور انداخته شده است. طاها وقتی از سفر ترکیه برمیگردد تا زمینه سفر پایانی خود به مقصد آرزوهایش را مهیا کند، یک دفعه با پخش مستندی از او در شبکه صهیونیستی bbc روبرو می شود.او در این مستند خود را جزء شکست خورده ترین آدم ها می بیندچون متعلق به خودش نیست.

شخصیت طاها در این مستند شبیه کثیف ترین انسانهایی معرفی می شود که تنها در قوم لوط مصادیقی از آن را می توان مشاهده کرد. طاهاحالا پشیمان است که چرا دزدی و چرا دزدی لباس مقدس روحانیت.او حالا متوجه شده است که bbc از او بعنوان یک موجود جدیدی رونمایی کرده است که حالا به روحانی نمای همجنس باز شهرت یافته؛کسی که قرار است یک نوع دینداری جدید که هیچ مغایرتی با انحرافات جنسی ندارد و دینی که مسجد و کلوپ شبانه را در خود جای داده است معرفی نماید. او حالا فهمیده است که هلن او را فریب داده و نه تنها از او یک انسان نمای بدکاره ساخته بلکه از او نردبانی برای تخریب همه پایه های اعتقادیش بهره برده است.
طاها خیلی دوست داشت تا یک روحانی واقعی باشد،اما حضور درگعده های شبانه دوستان سیاسی کارش پای درس استاد اخلاق ساده اندیش سازشکار،هیچگاه این فرصت را به او نداد،تا معنای حقیقی روحانیت را بفهمد.از همین رو دلش را برای رسیدن به عبا و عمامه خوش کرده بود تا اینکه هلن پیشنهاد دزدی لباس روحانیت را به او داد.
طاها حالا خوب فهمیده است که هلن دست او را در دست کثیف ترین شبکه جاسوسی دنیا گذاشته است و خودش نیست تا بگوید که نقشه دزدی را او کشیده است.
او می داند که روزی از بین پنجره های آهنی زندان به آسمان نگاه میکند و بیاد می آورد آن روزهایی را که درخیابان های استامبول با عده ای از قوم لوط قدم میزد و عمامه دزدی را روی سرش محکم میکرد!
شخصیت اول مستند bbc حالا نمی تواند تصور کند که او عاقد رسمی قوم لوط شده است و قصد انشای او برای گرفتارشدنش به مصداق آیات و روایات در این و آن دنیا کافی بوده است.
خوش رقصی طاها برای دین ستیزان روباه صفت به قدری آنان را به شگفتی واداشت که به این نتیجه رسیدند که تاریخ انقضای طاها به سرآمده و بایستی دور انداخته شود؛در زندان جمهوری اسلامی! تا بهانه ای باشد برای ساخت مستندی دیگر برای تخریب ارزش ها و پایه های دینی جامعه اسلامی.
برچسب:
نویسنده: جمشید رضایی